من قصد نداشتم هم آکواریوم و هم یک گیاه کوچک را در یک اتاق راهاندازی کنم. این کار قدم به قدم اتفاق افتاد. ابتدا آکواریوم ماهی، سپس چند گیاه و در نهایت شروع به امتحان کردن یک سیستم ساده با یک پمپ آب هیدروپونیک کردم تا ببینم چطور پیش میرود.
اوایل، بیشتر وقتم را صرف تماشای تانک میکردم تا لذت بردن از آن. مدام آب را بررسی میکردم، وسایل را تنظیم میکردم و نگران بودم که آیا مشکلی وجود دارد یا نه. نقطه عطف زمانی بود که به یک پمپ آب آکواریوم مطمئنتر روی آوردم. هیچ چیز یک شبه تغییر چشمگیری نکرد، اما بعد از چند روز، اوضاع شروع به پایدارتر شدن کرد.
چیزی که متوجه شدم این بود که وقتی آب به درستی حرکت نمیکند، چقدر میتواند ناهموار باشد. قبل از نصب یک پمپ آب خوب برای آکواریوم، قسمتهای کوچکی در آکواریوم وجود داشت که کمی با بقیه متفاوت به نظر میرسید. در ابتدا مشخص نبود، اما وقتی توجه کردم، نادیده گرفتن آن سخت بود.
چون تانک خیلی بزرگ نیست، از استفاده از هر چیز خیلی قوی خودداری کردم. یک پمپ آب آکواریوم کوچک گزینه بهتری بود. این پمپ جریان آب را بدون ایجاد حرکت زیاد ثابت نگه میداشت، که به نظر میرسید باعث راحتی بیشتر ماهیها میشود.
بعداً، تقریباً به عنوان یک فکر بعدی، یک پمپ هوای آکواریوم اضافه کردم. در ابتدا، مطمئن نبودم که تفاوت زیادی ایجاد کند. اما با گذشت زمان، آکواریوم متعادلتر به نظر میرسید. توضیح دقیق دلیلش دشوار است، اما به نظر میرسید ترکیب پمپ هوای آکواریوم و پمپ آب آکواریوم، اوضاع را روانتر کرده است.
راهاندازی کارخانه یک آزمایش جداگانه بود. من با یک ظرف کوچک و یک پمپ آب هیدروپونیک ساده شروع کردم. برنامهریزی زیادی لازم نبود - فقط میخواستم ببینم که آیا کار میکند یا نه.
در ابتدا همه چیز خوب به نظر میرسید، اما رشد آنها ناهموار بود. بعضی از گیاهان بهتر از بقیه رشد کردند، حتی با اینکه در یک گلدان بودند. وقتی جریان را با استفاده از یک پمپ آب هیدروپونیک کوچک تنظیم کردم، اوضاع منظمتر شد.
بعداً، کمی دستگاه را گسترش دادم. اضافه کردن ارتفاع، نحوهی حرکت آب را تغییر داد. آن موقع بود که به یک پمپ هیدروپونیک شناور روی آوردم که مسافت اضافی را خیلی بهتر تحمل میکرد.
من همچنین یک چیز ساده را امتحان کردم که بیش از حد انتظار کمک کرد. با اضافه کردن یک پمپ مخزن هیدروپونیک، میتوانستم محلول استفاده نشده را به ظرف اصلی برگردانم. این کار نیاز به بررسی مداوم را کاهش میداد و همه چیز را پایدارتر نگه میداشت.
چیزی که اوایل به آن فکر نمیکردم، سر و صدا بود. در ابتدا، تصور میکردم هر پمپی به اندازه کافی بیصدا خواهد بود. اما در یک فضای بسته داخلی، حتی صداهای کوچک هم میتوانند به گوش برسند. تغییر به یک پمپ آب آکواریوم کوچک بیصداتر و یک پمپ هوای بهتر برای آکواریوم، زندگی با این سیستم را بسیار آسانتر کرد.
با گذشت زمان، هر دو سیستم به طور طبیعی فضای یکسانی را به اشتراک گذاشتند. این آکواریوم که با پمپ آب آکواریوم کار میکند، در نزدیکی گیاهانی که از پمپ آب هیدروپونیک استفاده میکنند، قرار دارد. از ابتدا به این شکل طراحی نشده بود، اما اکنون متعادل به نظر میرسد.
چیزی که بیشترین تغییر را داشت خودِ تجهیزات نبود، بلکه این بود که چقدر کمتر لازم بود در موردشان فکر کنم. در ابتدا، همه چیز را مرتباً بررسی میکردم. حالا، فقط وقتی چیزی واقعاً نیاز به توجه دارد، متوجه میشوم.
وقتی به گذشته نگاه میکنم، احتمالاً همه چیز را پیچیدهتر از آنچه که لازم بود، کردم. وقتی پمپ آب آکواریوم، پمپ هوای آکواریوم و پمپ آب هیدروپونیک مناسب را پیدا کردم، همه چیز به روال عادی برگشت.
آن موقع بود که چیدمان دیگر مثل یک پروژه نبود و کمکم داشت حس میکرد بخشی از اتاق است.

